مدیریت ریسک در کسب و کار
شاید اگر شما با مدیریت ریسک در کسب و کار آشنا باشید، مسیر پیشرفت کسب و کار شما با تحولات زیادی مواجه شود؛ به طوریکه میتواند این تحولات را به خوبی حس کنید.
در مراحل مدیریت ریسک، شما باید ریسک هایی که نیاز است در کسب و کارتان کنید را شناسایی و تحلیل کنید تا بتوانید با یک دید بهتری به سراغ آن بروید.
البته که توضیحات مربوط به مدیریت کردن ریسک در کسب و کار، به همین چند خط خلاصه نمیشود. برای همین در ادامه این پست از سایت سئو پرشین، قصد داریم تا اطلاعات بیشتری را درباره این موضوع ارائه دهیم.

چرا باید با مدیریت ریسک در کسب و کار آشنا باشیم؟
خیلی از شما، شاید به سادگی از کنار مباحث مرتبط با مدیریت ریسک عبور کنید و آن را کم اهمیت بدانید. ولی شما زمانی میتوانید خودتان را وادار به یادگیری مباحث مدیریت ریسک در کسب و کار کنید که با اهمیت آن آشنا باشید.
برای همین در ادامه این بخش، یک نگاهی به دلایل اینکه باید به سراغ مدیریت ریسک بروید، میندازیم.
1. آمادگی برای آینده
وقتی که شما بتوانید ریسک های مرتبط با کسب و کار خودتان را شناسایی کنید، به راحتی میتوانید از مشکلات و خطرات احتمالی که آینده کسب و کار شما را تهدید میکند آشنا شوید و خودتان را برای آن، آماده کنید.
حالا قطعا اگر شما با ریسک های احتمالی در آینده کسب و کار خودتان آشنا باشید، خیلی راحت میتوانید درباره آن فکر کنید. درواقع میتوان اینطور گفت که شما عملا برای آینده، آماده هستید.
2. افزایش شانس موفقیت
همانطور که در بخش مقدمه هم توضیح دادیم، شما با یادگیری مهارت مدیریت ریسک در کسب و کار، میتواند مسیر پیشرفت کسب و کار خودتان را هموارتر کنید و با سرعت پیشرفت به سمت هدف های خودتان بروید.
دلیل این موضوع هم دقیقا به واسطه موردی که در بخش قبلی توضیح دادیم؛ یعنی شما میتوانید بر اساس شناسایی و تحلیل ریسک ها، تصمیمات بهتری را اتخاذ کنید و در این لحظه، قطعا میتوانید شانس موفقیت خودتان را بیشتر کنید.

3. کاهش هزینه ها
این موضوع، یک امر کاملا بدیهی است؛ فرض کنید که شما بدون آشنایی با مدیریت ریسک، به سراغ پیاده سازی ریسک ها در کسب و کار رفتید؛ از سمت دیگر هم فرض کنید یک شخص دیگری، با آگاهی از مباحث مربوط به مدیریت ریسک، به سراغ پیاده سازی آن رفته.
در این لحظه، کدام شخص، ضررهای بیشتری را متحمل میشود؟ یا اینکه کدام شخص هزینه های بیشتری را پرداخت میکند؟ قطعا آن شخصی که با مدیریت ریسک آشنا نبوده!
4. افزایش انعطاف پذیری
افزایش انعطاف پذیری باعث مقاومت بیشتر کسب و کار شما در برابر خطرات احتمالی میشود. چرا که شما با مدیریت ریسک، به خوبی میدانید که در موقعیت های مختلف، باید چه واکنش هایی را نشان دهید یا اینکه باید چه کارهایی را انجام دهید!
در این لحظه، مشکل خاصی از لحاظ مالی و دیگر بخش های مرتبط با کسب و کار، برای شما رخ نمیدهد.
5. افزایش آگاهی از ریسک در سراسر سازمان
با اینکه معمولا در کسب و کارهای بزرگ، همیشه یکسری از افراد هستند که به صورت تخصصی در زمینه مدیریت ریسک در آن شرکت و کسب کار فعالیت میکنند، ولی پیاده سازی این موضوع میتوانند تمامی اعضای شرکت را بسیج کند تا در این زمینه، به شما کمک کنند.
به این شکل که کارمندان سازمان، شرکت یا کسب و کار شما اگر با یک ریسک یا خطر احتمالی در آینده مواجه شوند، آن را به شما یا بخش مربوطه اعلام میکنند.
از اصلی ترین مزیت های این موضوع، میتوان به کاهش خطاهای انسانی و آسان شدن مراحل تصمیم گیری اشاره کرد.
6. اعتماد بیشتر به اهداف سازمانی
قاعدتا هر کسب و کاری، یک استراتژی برای پیشبرد اهداف خودش را دارد که خودش و دیگر اعضای کسب و کار، باید پایبند آن استراتژی باشند. در پیاده سازی استراتژی، قاعدتا مشکلات، چالش و خطرات زیادی وجود دارد که صرفا در همین حد میدانیم که مشکل ساز هستند!
ولی با شناسایی، تحلیل و مدیریت این ریسک ها، میتوانید دید بهتری را نسبت به وظایف موجود در استراتژی های کسب و کار خودتان داشته باشید.
حتی از آنجایی که شما دیگر به مباحث مدیریت ریسک تسلط دارید و به خوبی با خطرات و مشکلات احتمالی شرکت خودتان آشنا هستید، میتوانید آن را در استراتژی کسب و کار خودتان هم لحاظ کنید تا استراتژی کسب و کار شما، واضح تر و شفاف تر شود.
7. ایجاد قوانین بهتر
شاید این موضوع برای کارکنان شما آزاردهنده باشد؛ ولی قطعا میتواند به پیشرفت کسب و کار شما کمک زیادی کند؛ قاعدتا تا زمانی که شما با خطرات احتمالی در آینده کسب و کار خودتان آشنا نباشید، ممکن است که قوانین شما دارای نقص های مختلفی باشد.
ولی وقتی که شما این خطرات احتمالی را شناسایی و تحلیل میکنید، به خوبی میدانید که باید چه قوانینی را در کسب و کار خودتان وضع کنید.
برای مدیریت ریسک، شما باید پاسخ ریسک را مشخص کنید (در ادامه، این مورد را توضیح میدهیم) که یعنی با استفاده از این پاسخ ها، شما میتوانید تا حد زیادی از وقوع آن خطر، کم کنید یا اینکه کلا آن را حذف کنید. بخشی از این پاسخ ها، میتواند به دست ایجاد قوانین بهتر اتفاق بیفتد.

8. افزایش درآمد
اصلی ترین هدف هر شخصی برای یادگیری و پیاده سازی مدیریت ریسک در کسب و کار خودش، قطعا افزایش درآمد است؛ در بالاتر گفتیم که شما به واسطه آشنایی با مباحث مدیریت ریسک، میتوانید از هزینه های اضافی جلوگیری کنید که دقیقا همین یک مورد، خودش میتواند به افزایش درآمد شما کمک کند.
اگر کمی در حوزه کسب و کار اطلاعات داشته باشید که احتمالا هم به همین شکل است، به خوبی میدانید برای اینکه بتوانید سود بیشتری به دست بیاورید، باید هزینه های اضافی خودتان را کم یا حذف کنید. پس اگر به فکر سود بیشتر در کسب و کار خودتان هستید، بهتر است که به سادگی از کنار بحث مدیریت ریسک عبور نکنید.
9. بهبود ایمنی و امنیت
شاید این موضوع برای همه شما، به عنوان یک مزیت به شمار نرود؛ چون قطعا بعضی از کسب و کارها به مانند کسب و کارهای اینترنتی، مشکل خاصی از لحاظ بحث امنیت ندارند که بخواهند آن را به عنوان مزیت مدیریت ریسک در کسب و کار بشناسند. ولی معمولا اکثریت کسب و کارهای حضوری، باید این موضوع را مدنظر داشته باشند.
برای مثال فرض کنید که شما مدیر یک شهر بازی هستید و یکی از مشکلات احتمالی که میتوانید برای شهر بازی خودتان در نظر بگیرید، افتادن دستگاه ها باشد؛ در این لحظه و اگر این اتفاق بیفتد، قطعا میتواند مشکلات زیادی را از لحاظ امنیت، چه برای کارکنان شما و چه برای مراجعه کنندگان به شهر بازی شما داشته باشد.
این موضوع خودش به تنهایی میتواند باعث افزایش رضایت کارکنان، بهبود تصویر کسب و کار در ذهن مشتریان و جلوگیری از خطرات جانی و مالی شود.
10. ایجاد تمایز رقابتی در بازار
اکثریت فکر میکنند که تمایز رقابتی، صرفا مباحثی به مانند قیمت کمتر، خدمات پس از فروش و این دسته موارد است؛ ولی عوامل دیگری هم هستند که به عنوان مزیت رقابتی در نظر گرفته میشوند. حتی مواردی که شاید اصلا به چشم مشتریان نیاید و فقط مدیران کسب و کارها، با آن آشنا باشند.
یکی از همین موارد، مدیریت ریسک است! برای مثال فرض نکید که شما یکی از خطرات احتمالی مربوط به حوزه کاری خودتان را شناسایی کردید و به خوبی هم آن را تحلیل کردید و توانستید خودتان را برای زمان وقوع آن، آماده کنید. ولی در این لحظه، رقبای شما چنین کاری را انجام ندادند. حالا اگر خطر که شما احتمال وقع آن را میدادید رخ بدهد، شما برنده هستید؛ چون برای آن آماده بودید!
البته که یکسری خطرات احتمالی دیگری هم هستند که برای مشتریان هم ارزش و اهمیت زیادی دارند. برای مثال فرض کنید که شما مدیر یک فروشگاه لوازم خانگی هستید؛ گارانتی دادن محصولات لوازم خانگی، به معنی شناسایی خطرات خرابی احتمالی آینده در این محصولات است که شما با ارائه گارانتی، آن را پاسخ دادید!
این موضوع خودش میتواند مزیت های زیادی را برای کسب و کار شما داشته باشد که برای مثال میتوان به افزایش اعتماد مشتریان، افزایش اعتبار برند و احتمال جذب سرمایه گذار اسم برد.
مراحل مدیریت ریسک در کسب و کار
با توضیحات بالا، ما متوجه شدیم که مدیریت ریسک میتواند چه ارزش و اهمیت بالایی را برای کسب و کارها داشته باشید. ولی پیاده سازی و اجرایی کردن مراحل مدیریت ریسک هم نکات خاص خودش را دارد که بدون آگاهی از آنها، قطعا نمیتوانید به خوبی، آن را پیاده سازی کنید.
برای همین در ادامه این بخش، مراحل مدیریت ریسک در کسب و کارها را برای شما توضیح میدهیم.
1. شناسایی خطرات
در بخش معرفی اهمیت مدیریت ریسک در کسب و کار، به دفعات گفتیم که با شناسایی خطرات احتمالی در آینده، میتوانید به سراغ مدیریت ریسک بروید. درواقع اولین مرحله از مدیریت ریسک، شناسایی خطرات احتمالی است.
دقت داشته باشید که منظور ما از خطرات احتمالی، فقط خاطرات مربوط به خود کسب و کار شما، یعنی عوامل درونی نیست؛ بلکه عوامل بیرونی را هم باید مدنظر داشته باشید. برای مثال میتوان به تغییرات بازار یا بلاهای طبیعی، به عنوان خطرات احتمالی بیرونی اسم برد و از مشکلات فنی و خطاهای انسانی هم به عنوان خطرات احتمالی داخلی اسم برد.
2. بررسی میزان تاثیرگذاری هر کدام
در مرحله قبلی، ما توانستیم تا لیستی از مشکلات و خطرات احتمالی که ممکن است در آینده رخ دهد را به دست بیاوریم. ولی آیا باید به همه آنها در اسرع وقت رسیدگی کنیم؟ قطعا نه! دقیقا اینجاست که بحث مدیریت ریسک، ارزش و اهمیت خودش را نشان میدهد. چون رسیدگی به همه آنها، خودش میتواند باعث هدر رفتن زمان، انرژی و حتی میزان سرمایه زیادی شود.
برای همین شما باید خطرات احتمالی که لیست کردید را از لحاظ تاثیرگذاری و وقوع، اولویت بندی کنید و طبق همان اولویت بندی، به سراغ بررسی و آماده شدن برای آن بروید.
برای مثال، فرض کنید که خرابی ماشین آلات و زلزله، به عنوان دو نمونه از خطرات احتمالی آینده برای یک شرکت تولیدی است. ولی کدام یک از این خطرها، احتمال وقوع آن بیشتر است؟ قطعا خرابی ماشین آلات!
در این لحظه، شما باید ابتدا خودتان را برای خرابی ماشین آلات آماده کنید و سپس به سراغ بقیه موارد خطر احتمالی که اولویت بندی کردید، بروید.

3. شناسایی و پاسخ به شرایط خطر
حالا فرض کنید که شما توانستید تا بهترین و مهم ترین مشکلات و خطرات احتمالی که ممکن است در آینده برای کسب و کار شما رخ بدهد را پیدا کردید. در این لحظه، باید به سراغ تحلیل آن بروید تا بتوانید احتمال وقوع آن را کاهش یا حذف کنید.
برای مثال طبق مثال بالا، شما نمیتوانید به سراغ کاهش یا حذف خطر زلزله بروید. چون جزوی از بلاهای طبیعی است و شخصی نمیتوانید آن را دستکاری کند. ولی تا حد زیادی میتواند مانع از خرابی در دستگاه ها شوید یا اینکه میتوانید کلا جلوی خراب شدن آن را بگیرید.
برای مثال میتوانید به صورت ماهانه، وضعیت سلامت دستگاه ها را بررسی کنید، لوازم آن را به صورت مداوم تعویض کنید، به سراغ بیمه بروید و ….
4. به صورت مستمر ادامه دهید
مدیریت ریسک در کسب و کار، جزوی از فعالیت های دائمی در کسب و کارها شناخته میشوند و اینطور نیست که با یک بار انجام دادن، بتوانید آن را برطرف کنید.
از سمت دیگر، اینطور نیست که صرفا خطر را شناسایی کنید، آن را پاسخ دهید و تمام؛ باید نتایج را بررسی کنید و مطمئن شوید که توانستید تا حد زیادی، از بروز آن مشکل و خطر جلوگیری کردید و همیشه هم باید سعی کنید تا احتمال آن را کم و کم تر کنید. تا جایی که دیگر جایی برای کم تر شدن نداشته باشد یا اینکه کاملا حذف شده باشد.
جمع بندی
اگر شما این پست را به صورت کامل مطالعه کرده باشید، قطعا مطمئن شدید که مدیریت ریسک میتواند چه تاثیرات زیادی را در مسیر رشد و پیشرفت کسب و کار شما داشته باشد. این درصورتی است که بسیاری از کسب و کارها، اصلا با این موضوع آشنا نیستند و شما با یادگیری آن، میتوانید از رقبای خودتان جلو بزنید.
در این پست، ما مزیت و مراحل پیاده سازی مدیریت ریسک در کسب و کار را به شما معرفی کردیم. اگر هر سوالی درباره این پست داشتید، میتوانید از قسمت کامنتها برای ما ارسال کنید.
سوالات متداول مدیریت ریسک در کسب و کار
چرا مدیریت ریسک برای هر کسبوکار ضروری است؟
زیرا هر کسبوکار با تهدیدهایی مانند نوسانات بازار، تغییر قوانین، خطاهای انسانی و مشکلات مالی مواجه است. مدیریت ریسک باعث میشود این تهدیدها بهموقع شناسایی و کنترل شوند.
مراحل اصلی مدیریت ریسک در کسبوکار چیست؟
مراحل آن شامل شناسایی ریسک، ارزیابی میزان خطر، طراحی راهکارهای کاهش ریسک، اجرای برنامههای کنترل و نظارت مداوم بر وضعیت کسبوکار است.
چه نوع ریسکهایی در کسبوکار وجود دارد؟
ریسکهای مالی، عملیاتی، قانونی، استراتژیک، تکنولوژیکی و منابع انسانی از جمله مهمترین انواع ریسکهایی هستند که ممکن است یک کسبوکار با آنها مواجه شود.
چگونه میتوان ریسک را در یک کسبوکار کوچک کاهش داد؟
با داشتن بیمه مناسب، تهیه برنامه اضطراری، بررسی دقیق قراردادها، انتخاب درست شرکا، و آموزش کارکنان میتوان ریسکها را در سطح قابل قبول نگه داشت.
تفاوت بین ریسک قابلپذیرش و ریسک غیرقابلقبول چیست؟
ریسک قابلپذیرش ریسکی است که تأثیر آن کم بوده و قابل مدیریت است. اما ریسک غیرقابلقبول تهدیدی جدی برای بقای کسبوکار است و باید فوراً برای کاهش یا حذف آن اقدام کرد.
آیا همه ریسکها بد هستند؟
خیر، برخی ریسکها در صورت مدیریت درست میتوانند به فرصت تبدیل شوند. مثلاً ورود به بازار جدید ریسک دارد اما میتواند سود زیادی هم به همراه داشته باشد.
چه ابزاری برای مدیریت ریسک وجود دارد؟
ابزارهایی مثل تحلیل SWOT، ماتریس ریسک، بیمه، نرمافزارهای مدیریت ریسک و مشاوره حرفهای میتوانند در مدیریت بهتر ریسکها کمک زیادی کنند.
نقش برنامهریزی در مدیریت ریسک چیست؟
برنامهریزی صحیح به کسبوکار اجازه میدهد تا در برابر ریسکها واکنش بهتری نشان دهد و از بروز بحرانهای جدی جلوگیری کند.
چه کسانی در یک کسبوکار باید مسئول مدیریت ریسک باشند؟
مدیر ارشد، مدیران میانی، واحد مالی و حتی کارکنان بخشهای مختلف باید با مفهوم ریسک آشنا باشند و در فرآیند شناسایی و کنترل آن نقش داشته باشند.